خرید بک لینک
به نام خدااینهمهههههه سال می گذره و من هرگز به فکر نیفتاده بودم سرچ کنم. میون خبرهای داغ اون روزهای تلخ شهادت حاج قاسم که می گشتم، یهو تیتر یک خبر توی عراق توجهم رو جلب کرد. یک اسم آشنا. تو خاطرات خیلی دور.اونجا بود که یوهو دوزاریم افتاد و هرچی بیشتر سرچ کردم بیشتر خندیدم. که عجب آدم کله گنده ای بود و ما باهاش در تماس بودیم و خبر نداشتیم. ؛) آقا زاده ای بود تو چهارچوبهای ایران اسلامی. :)) الکی الکی.خلاصه. اتفاق جالبی بود و خاطرات خیلی خوب رو بخاطرم آورد و کلی به همسر پزشو دادم. :))روز 21م قرنطی

برچسب: نویسنده: هستی زارعیان تاريخ: پنجشنبه 29 مرداد 1405 ساعت: 14:20

به نام خدادیروز نورسادات 11 ماهه شد. با اوضاعی که شاهد هستیم، به نظر نمیاد قرار باشه تا یک ماه دیگه ماجرا جمع بشه. مگه اینکه معجزه بشه. روز میلاد امام زمان عجل الله هم تولدش بود و قصد داشتم تولد یاس رو هم تو همون روز بگیرم و مفصل جشن داشته باشیم. فعلا که وقت برای حوصله سر رفتن و غر زدن و ناامید شدن، ندارم؛ بسکه امسال تو خونه تکونی برای خودم کار تراشیدم و سابیدم و روبیدم و گذاشتم و برداشتم. هوفففففففخلاصه که همینطوری چشممون به بالاست و دستمون به دعا. برای کنده شدن شر این ماجرا. خدا رو داریم یعنی

برچسب: نویسنده: هستی زارعیان تاريخ: پنجشنبه 29 مرداد 1405 ساعت: 14:20

به نام خدابچه ها بزرگ شدن و تولدهای قرنطینه ای شون رو هم سعی کردم با تمام توان، خوب برگزار کنم. یکی 1 ساله شد و دیگری 4 ساله. برای تولد دست به تجربیات نوینی زدم و خیلی خوب هم از پسشون بر اومدم به لطف خدا. اصلا قرنطینه خیلی محاسن برام داشته، ولی با توجه به اینکه دقیقا مقید به رعایت تمام نکات بهداشتی هستیم، وضع موجود نگران و مضطربم کرده. اینکه معلوم نیست نورسادات که تازه قدمهای متزلزلش رو روی زمین می گذاره، کی کفش به پا می کنه و قدم زدن تو پارکها رو تجربه می کنه. یا یاس سادات که دختر اجتماعی ای ه

برچسب: نویسنده: هستی زارعیان تاريخ: پنجشنبه 29 مرداد 1405 ساعت: 14:20

به نام خداانقدرررررر سرم شلوغه و همش در حال بدو بدو هستم که در زمان حاضر که ۸ تیر باشه تازه یادم افتاده پستی برای تولد اینجا و تولد خودم نگذاشتم. حتی تولد دوستهای عزیزی مثل کشکی رو با اینکه از اول خرداد یادم بوده ولی فرصت نکردم تبریک بگم.وسواسهای "بهترین بازده" برای رسیدگی به خونه زندگی و بچه ها و همسر و خودم کم بود، کرونا و پروتکلهاش هم اضافه شده و گاهی واقعا می برم و کم میارم. ساعت خوابم رو کمتر کردم. یعنی صبحها زودتر بیدار میشم و عصرها نمی خوابم و شبها دیروقت می خوابم که به کارهام برسم و باز

برچسب: نویسنده: هستی زارعیان تاريخ: پنجشنبه 29 مرداد 1405 ساعت: 14:20

به نام خداتولد حضرت زینب سلام الله علیهای پارسال که صبحش مصادف شد با شهادت حاج قاسم، آخرین باری بود که خانواده ی بابا رو دیدم. الان نزدیک یک سال شده. آخرین دوره ی خانواده ی مامان هم مال خیلی قبل تره. بیش از یکساله اونها رو ندیدم.اونبار داشتم به جهانی عاری از کرونا فکر می کردم. حالا یا با واکسن یا ریشه کن شدن معجزه ای. پیش خودم میگفتم حالا چیکار می کنی؟ و این شد حاصل فکرم:"میرم تو خاندان، ماچ می کنم اونهایی که واقعا دوستشون داشتم و محروم شدم ازشون. بعدش دست بچه ها رو میگیرم میبرم رستوران. تا می

برچسب: نویسنده: هستی زارعیان تاريخ: پنجشنبه 29 مرداد 1405 ساعت: 14:20

به نام خداسال ۱۳۴۰۰ هم مبارک. ما در ابتدای سال با بحران مواجه شدیم و نورسادات دچار آسیب شد و گرفتار بیمارستان و این چیزها بودیم، ولی به لطف خدا بحران تو مسیر بهتری قرار گرفت و بقیه ش رو خوش گذروندیم.با رعایت پروتکلهای بهداشتی به گشت و گذار میریم و همش برام سواله "واقعا نمیشد این کارهارو پارسال انجام داد که یکسااااال از عمرمون اونجوری نسوزه؟" نمیشد تو پارکی که پرنده پر نمیزنه قدم زد و بهار رو بلعید؟ و ... "در روز جاری هم که میلاد امام زمان هست و ما چشم انتظار فرج... نوشته شده در ساعت ۸:۱۵ ق.ظ ل

برچسب: نویسنده: هستی زارعیان تاريخ: پنجشنبه 29 مرداد 1405 ساعت: 14:20

صفحه بندی